طراحی دوره آنلاین؛ سرفصل را از نتیجه یادگیری شروع کنیم
نام چند فصل، هنوز طراحی دوره نیست. اول مشخص کنید دانشجو در پایان چه کاری انجام میدهد و با چه شواهدی میتوان پیشرفت او را دید.
طراحی دورهٔ آنلاین را از فهرست موضوعات شروع نکنید؛ ابتدا بنویسید دانشجو در پایان چه کاری انجام میدهد و از کجا میفهمید که آن کار را یاد گرفته است. سپس تمرین، بازخورد و محتوای لازم را انتخاب کنید. بعد از این تصمیمها، سرفصل را بنویسید. فهرست موضوعات بهتنهایی این پرسشها را پاسخ نمیدهد.
این راهنما یک روش عملی با مثال فرضی ارائه میکند. هدف، ساخت دورهای قابل اجرا و ارزیابی است؛ نه وعدهٔ یادگیری تضمینی یا ادعای اینکه یک قالب برای همهٔ موضوعات مناسب است. شما باید زمان، سطح و نیاز مخاطبان واقعی خود را نیز بررسی کنید.
در این مقاله چه میخوانید؟
از «آشنایی» به نتیجهٔ قابل مشاهده برسید
سرفصل را بر اساس وابستگی مهارتها بچینید
برگهٔ نهایی طراحی دوره
از «آشنایی» به نتیجهٔ قابل مشاهده برسید
«آشنایی با تولید محتوای آموزشی» معلوم نمیکند دانشجو چه کاری انجام خواهد داد. نتیجهٔ روشنتر میتواند این باشد: «دانشجو برنامهٔ یک فیلم کوتاه را مینویسد.
این برنامه که سناریو نام دارد، بخشهای هدف، نمونه، تمرین و جمعبندی را مشخص میکند.» با این جمله میدانید چه تمرینی بدهید و در متن دانشجو چه بخشهایی را بررسی کنید.
راهنمای هدفهای یادگیری دانشگاه کارنگی ملون بر بیان هدف از منظر کاری که دانشجو انجام میدهد و امکان مشاهده یا سنجش آن تأکید میکند. جدولها و مثالهای این مقاله پیشنهاد اجرایی مستقل ما هستند و نقل یک طرح درس آماده از آن منبع نیستند.
پیشنیاز را از محتوای دوره جدا کنید
اگر برای انجام تمرین به مهارتی نیاز است که قرار نیست آموزش دهید، آن را پیشنیاز اعلام کنید. پنهانکردن این نیاز تا میانهٔ دوره، برای مخاطب تازهکار مانع میسازد. در مقابل، هر مهارت مرتبطی الزاماً پیشنیاز نیست؛ چیزی را ضروری بنامید که نبودش انجام فعالیت اصلی را مختل میکند.
در دورهٔ فرضی سناریونویسی ویدئو، «توانایی نوشتن یک متن کوتاه» میتواند نیاز پایه باشد؛ تسلط بر تدوین حرفهای لزوماً پیشنیاز نوشتن سناریو نیست. همچنین مشخص کنید برای تکلیف، نرمافزار یا دستگاه خاص لازم است یا یک فایل متنی ساده کافی است.
برای هر نتیجه، شاهد و تمرین تعریف کنید
نتیجهٔ نمونه | کاری که یادگیری را نشان میدهد | تمرین آمادهکننده | محتوای لازم |
|---|---|---|---|
تعیین هدف یک درس | جملهٔ هدف با کار مشخص دانشجو | بازنویسی سه هدف مبهم | توضیح هدف و مثال متضاد |
چیدن توضیح و تصویر | متن فیلم در دو ستون: آنچه دیده میشود و آنچه گفته میشود | تطبیق گفتار با نمایش یک مرحله | یک نمونهٔ تشریحشده |
ساخت تمرین مرتبط | متن تمرین و شرایط قبولشدن کار | تشخیص تمرین نامرتبط | نمونهٔ کار نهایی و شرایط درستبودن آن |
اصلاح سناریو | نسخهٔ دوم با توضیح تغییر | بازبینی بر اساس بازخورد محدود | راهنمای کنترل نهایی |
اگر در جدول نتیجهای دارید که هیچ تمرینی برایش نیست، احتمالاً بخشی از وعدهٔ دوره فقط در عنوان مانده است. اگر محتوایی دارید که به هیچ نتیجهای وصل نمیشود، دربارهٔ ضرورت یا محل آن دوباره تصمیم بگیرید. حذف محتوا هدف نیست؛ باید معلوم باشد هر بخش چه کاری انجام میدهد.
معیار ارزیابی را قبل از دریافت تکلیف بنویسید
در مثال سناریونویسی، میتوانید چهار معیار داشته باشید: روشنی هدف، ارتباط مثال با هدف، امکان اجرای تمرین و هماهنگی گفتار با تصویر. لازم نیست برای همهٔ آنها عدد پیچیده بسازید. توصیف رفتار مورد انتظار، از امتیاز بدون توضیح مفیدتر است.
معیار | نیازمند بازنگری | قابل قبول در این تمرین |
|---|---|---|
هدف | فقط نام موضوع نوشته شده است. | یک کار مشخصِ قابل مشاهده تعریف شده است. |
مثال | جذاب است ولی هدف درس را نشان نمیدهد. | مراحل و تصمیم مرتبط با هدف را آشکار میکند. |
تمرین | معلوم نیست از کدام منبع استفاده شود یا چه کاری تحویل داده شود. | دانشجو میداند چه چیزی و کجا تحویل دهد. |
تصویر و گفتار | گفتار به چیزی اشاره میکند که دیده نمیشود. | نمای لازم همزمان با توضیح قابل مشاهده است. |
این معیارها مربوط به همین تمرین فرضیاند، نه استاندارد رسمی همهٔ دورهها. پیش از تحویل، آنها را با دانشجو در میان بگذارید. پس از مشاهدهٔ پاسخها هم اگر معیار مبهم بود، اصلاح را توضیح دهید؛ معیار نمرهدهی را بدون اطلاع دانشجو عوض نکنید تا نمرهها به شکل دلخواه شما دربیایند.
سرفصل را بر اساس وابستگی مهارتها بچینید
حال میتوانید ترتیب درسها را بسازید: تعیین هدف، انتخاب نمونه، هماهنگی گفتار و تصویر، طراحی تمرین و بازبینی نسخهٔ نهایی. هر بخش باید ورودی مشخصی داشته باشد و چیزی برای بخش بعد تولید کند. ترتیب صرفاً از آسانترین نام فصل به جذابترین موضوع نیست.
برای یک مخاطب باتجربه، ممکن است درس مقدماتی به منبع اختیاری تبدیل شود؛ برای تازهکار، همان درس بخش اصلی است. مسیر انتخابی را روشن کنید و دانشجو را با فهرستی از فایلهای همارزش تنها نگذارید. در راهنمای ساخت ویدئوی آموزشی میتوانید هر بخش را به یک درس قابل مشاهده تبدیل کنید.
زمان تمرین و بازخورد را در ظرفیت دوره حساب کنید
پنج ساعت ویدئو الزاماً پنج ساعت کار دانشجو نیست. زمان تمرین، مرور، دریافت بازخورد و اصلاح هم باید در معرفی دوره دیده شود. ابتدا فعالیتها را با یک نمونهٔ نماینده امتحان کنید و برآورد را بهعنوان برآورد توضیح دهید، نه مدت قطعی برای همه.
ظرفیت پاسخگویی مدرس نیز محدود است. اگر برای هر تکلیف بازخورد فردی وعده میدهید، بگویید چه کسی، چه زمانی و دربارهٔ کدام بخشهای تکلیف توضیح میدهد. اگر فقط میتوانید دو بخش مهم از هر تکلیف را دقیق بررسی کنید، همان را روشن بگویید. قول بررسی نامحدود ندهید مگر اینکه تیم وقت کافی برای انجام آن داشته باشد.
یک بخش کوچک را پیش از تولید کل دوره اجرا کنید
یک هدف، یک درس و یک تمرین مرتبط انتخاب کنید.
آن را با چند مخاطب نماینده و با اطلاع آنها امتحان کنید.
مشاهده کنید کدام دستور نیاز به توضیح دوباره دارد.
پاسخ تمرین را با معیار از پیش نوشتهشده بررسی کنید.
از مخاطب دربارهٔ مانع مشخص بپرسید، نه فقط میزان رضایت کلی.
محتوا و دستور تمرین را اصلاح و نسخهٔ تغییر را ثبت کنید.
اجرای آزمایشی یک بخش کوچک از دوره، موفقیت کل دوره را تضمین نمیکند، اما میتواند ابهامهای اولیه را پیش از تولید گسترده آشکار کند. تعداد کم پاسخ را بهعنوان آمار قطعی بازار یا نتیجهبخشبودن روش منتشر نکنید.
با یک مسئلهٔ واقعی از مخاطب شروع کنید
«دورهٔ تولید محتوای آموزشی» هنوز موضوع است، نه مسئلهٔ یک انسان مشخص. ممکن است مدرس زبان بخواهد برای تمرین تلفظ یک فیلم کوتاه بسازد؛ مربی سازمانی به نمایشی از فرایند کار نیاز داشته باشد؛ یا استاد دانشگاه بخواهد دشواری یک نمودار را در پنج دقیقه باز کند. هر سه به ویدئو فکر میکنند، اما زمان، ابزار، مخاطب و معیار موفقیتشان یکسان نیست. پیش از تعیین سرفصل، سه تا پنج گفتوگوی کوتاه با مخاطبان نزدیک به بازار واقعی انجام دهید. از آنان بپرسید اکنون کار را چطور انجام میدهند، کجا متوقف میشوند، چه خروجی باید تحویل دهند و چه محدودیت زمانی و دستگاهی دارند. از سؤال «این دوره را میخرید؟» بهتنهایی نتیجه نگیرید؛ پاسخ فرضی به خرید، رفتار واقعی نیست.
برای هر گفتوگو، مسئله را با کلمات خود فرد ثبت کنید و اطلاعات شناسایی غیرلازم را حذف کنید. سپس شباهت و تفاوتها را کنار هم بگذارید. اگر یک نفر تدوین حرفهای میخواهد و دیگری فقط میخواهد سناریوی قابل اجرا بنویسد، شاید به دو مسیر متفاوت نیاز دارید. دورهای که ادعا میکند برای همه مناسب است، معمولاً ناچار میشود پیشنیاز و نتیجه را مبهم نگه دارد. یک تعریف مخاطب میتواند چنین باشد: «مدرسی که پیشتر چند جلسه آنلاین برگزار کرده و میخواهد برای یک مفهوم دشوار، فیلم پنجدقیقهای با تمرین پایانی طراحی کند؛ تدوین حرفهای هدف این دوره نیست.» این جمله راه حذف محتوای اضافی و تعیین درس نمونه را باز میکند.
نتیجهٔ اصلی، نتیجهٔ پشتیبان و محدودیت را جدا بنویسید
در مثال فرضی، نتیجهٔ اصلی این است: دانشجو برای یک مفهوم از درس خودش، سناریوی یک ویدئوی کوتاه را مینویسد و نسخهٔ آزمایشی را با یک مخاطب میسنجد. نتیجههای پشتیبان میتوانند تعیین مشکل مخاطب، انتخاب مثال، نوشتن متن گفتار، طراحی یک پرسش و اصلاح نسخه باشند. محدودیت نیز باید روشن باشد: دوره قرار نیست به تنهایی فیلمبرداری حرفهای، تدوین پیشرفته یا فروش دوره را آموزش دهد. این مرزبندی در صفحهٔ معرفی به انتخاب آگاهانه کمک میکند و از فشار برای افزودن هر موضوع جالب به یک دوره جلوگیری میکند.
نتیجه را طوری بنویسید که دو نفر بتوانند دربارهٔ وجود شواهد آن گفتوگو کنند. «درک عمیق» شاید هدف ارزشمندی باشد، ولی بدون کار قابل مشاهده معلوم نیست چه چیزی بررسی شود. میتوانید بگویید «دانشجو برای دو انتخابِ سناریوی خود دلیل میآورد و نشان میدهد هرکدام چگونه به هدف آموزشی کمک میکند.» البته هر هدفی به یک فایل یا آزمون چندگزینهای ختم نمیشود؛ برای گفتار، اجرا یا تصمیم در موقعیت واقعی، یک نمونهٔ مناسبتر انتخاب کنید. شواهد باید به همان مهارتی نزدیک باشند که وعده دادهاید.
از نتیجهٔ نهایی، مسیر تمرین را به عقب طراحی کنید
فرض کنید خروجی پایان دوره یک سناریوی دوصفحهای و یک آزمون کوچک با دو مخاطب است. اکنون به عقب برگردید: برای رسیدن به آن خروجی، دانشجو باید پیشتر موضوع محدود و مخاطب را تعیین کرده باشد؛ برای نوشتن متن، باید بداند مخاطب پیش از درس چه برداشتی دارد؛ برای آزمون، باید بداند چه نشانهای از فهم را مشاهده میکند. این وابستگیها ترتیب درسها را پیشنهاد میکنند. اگر درس پنجم تمرینش به دانشی نیاز دارد که تازه در درس هفتم میآید، ترتیب را عوض کنید یا یک پیشنیاز روشن بدهید.
برای هر مرحله، سه خط بنویسید: «دانشجو چه میسازد؟»، «چه بازخوردی میگیرد؟» و «این خروجی کجا در مرحلهٔ بعد استفاده میشود؟» در یک دورهٔ چهارمرحلهای فرضی، ابتدا مخاطب و مسئله در یک برگهٔ کوتاه ثبت میشود؛ سپس یک مثال و ضدنمونه انتخاب میشود؛ بعد متن گفتار و تصویر پیشنهادی نوشته میشود؛ و در پایان دانشجو فیلم یا نمونهٔ روخوانی را با یک مخاطب آزمایش میکند. اگر مرحلهای فقط شامل تماشای ده فیلم باشد و هیچ تصمیم یا خروجی برای قدم بعد نداشته باشد، نقش آن را دوباره بررسی کنید. شاید یک نمونهٔ مرجع اختیاری بهتر از یک فصل اجباری باشد.
به حجم کار نیز از دید دانشجو نگاه کنید. «سه ویدئوی پانزدهدقیقهای» فقط زمان تماشا را میگوید. انتخاب موضوع، نوشتن، آزمودن و اصلاح ممکن است چند برابر آن طول بکشد. پیش از انتشار، یک نفر شبیه مخاطب دوره را برای انجام یک فعالیت دعوت کنید و زمان واقعی را ثبت کنید. اگر برآورد اولیه نادرست بود، فعالیت را کوچکتر کنید یا زمان لازم را صادقانه اعلام کنید. برای افراد شاغل، امکان تقسیم تمرین به گامهای مستقل گاهی از کوتاهکردن ویدئو ارزشمندتر است.
معیار ارزیابی را به بازخورد قابل انجام تبدیل کنید
جدول معیار فقط برای نمرهدادن نیست؛ باید به دانشجو بگوید چه چیزی را بهتر کند. در سناریوی نمونه، معیار «هدف آموزشی» میتواند سه حالت توصیفی داشته باشد: نامشخص، مشخص ولی بدون فعالیت سنجش، و مشخص همراه با یک پرسش یا کارِ متناسب. معیار «مثال» میتواند بررسی کند آیا مثال برای همان مخاطب آشناست و به مفهوم اصلی وصل میشود. معیار «تمرین پایانی» میتواند بپرسد آیا مخاطب مجبور است ایده را به کار ببرد یا فقط جملهای از فیلم را تکرار میکند. این توصیفها را پیش از تحویل نشان دهید تا دانشجو بداند روی چه چیزی تمرکز کند.
بازخوردی مثل «عالی بود، ادامه بده» دلگرمکننده است، ولی مسیر اصلاح را مشخص نمیکند. بازخورد اجرایی میگوید کدام قسمت شواهد کافی دارد، یک مشکلِ اولویتدار کجاست و قدم بعدی چیست. مثلاً: «مثال شما برای مخاطب ابتدایی آشناست، اما پرسش پایانی فقط تعریف را میخواهد. یک موقعیت تازه اضافه کنید و از مخاطب بخواهید انتخابش را توضیح دهد.» اگر چند خطا وجود دارد، لازم نیست همزمان همه را فهرست کنید. یک یا دو تغییر مهم، همراه با فرصت ارسال نسخهٔ دوم، معمولاً برای یادگیری قابل استفادهتر است.
اگر گروه بزرگ است، از ابتدا ظرفیت بازخورد را حساب کنید. ۸۰ دانشجو و سه تمرین فردی یعنی ۲۴۰ کارِ قابل بررسی. اگر هر کار ده دقیقه وقت بگیرد، فقط خواندن اولیه ۴۰ ساعت میخواهد؛ اصلاح دوباره هنوز حساب نشده است. میتوانید بخشی از معیارها را با خودارزیابی یا بازخورد همتایانِ راهنماییشده پوشش دهید و بازخورد فردی مدرس را برای نقطهٔ پراثر نگه دارید. اما دربارهٔ نوع بازخورد در صفحهٔ فروش شفاف باشید. راهنمای خودارزیابی دانشجو نشان میدهد چگونه از «فهمیدم» به شاهد قابل بررسی برسید.
قالب درس را بر اساس کار انتخاب کنید
ویدئو برای نشاندادن فرایند یا توضیح همراه با تصویر مناسب است؛ اما برای مقایسهٔ معیارها، یک برگهٔ قابل جستوجو شاید سریعتر باشد. جلسهٔ زنده وقتی ارزش دارد که پرسش، تمرین همزمان یا گفتوگوی وابسته به حضور رخ دهد. فایل کوتاهِ نمونه، تمرین مرحلهای و متن راهنمای بازگشت نیز هر کدام کار متفاوتی دارند. لازم نیست همهٔ نتیجهها را در یک فیلم بلند جا دهید. اگر دانشجو برای انجام تمرین مجبور است چند بار به یک جدول برگردد، همان جدول را جدا و خوانا ارائه کنید؛ اگر باید تصمیمش را توضیح دهد، تنها نمایش اسلاید کافی نیست.
برای هر درس یک مسیر سهبخشی بسازید: یادآوری مسئله، نمایش یا تمرین یک تصمیم و فرصتی برای اجرای مستقل. در درس انتخاب مثال، میتوانید ابتدا دو نمونهٔ کوتاه با قوت و ضعف مشخص نشان دهید، سپس از دانشجو بخواهید نمونهٔ سوم را با همان معیار بررسی کند و در پایان برای موضوع خودش یک مثال بسازد. پرسش داخل ویدئو باید فهم همان لحظه را بسنجد، نه اینکه فقط تماشا را قطع کند. اگر پاسخ غلط است، راه بازگشت به بخش مربوط و یک توضیح روشن بدهید. راهنمای ساخت ویدئوی آموزشی روشن به تبدیل این نقشه به صحنههای کوتاه کمک میکند.
قابلیت دسترسی را نیز در طراحی ببینید: متن خوانا در گوشی، گفتار واضح، زیرنویس یا متن جایگزین مناسب و فایل تمرینی که با ابزارهای متداول باز شود. اگر تمرین فقط با رایانه ممکن است، پیش از ثبتنام بگویید. اگر اتصال ضعیف مانع مشاهدهٔ ویدئوی سنگین میشود، نسخهٔ سبکتر یا راهنمای متنی را بررسی کنید. این تصمیمها بخشی از طراحی یادگیریاند؛ حتی بهترین نتیجهٔ نوشتهشده وقتی دانشجو به مادهٔ لازم دسترسی ندارد، به کار نمیآید.
دستیار هوشمند را با دانش همان دوره هدایت کنید
در دورهٔ آنلاین، بسیاری از سؤالها به همان درس، تمرین و معیار ارزیابی مربوط میشوند. دستیار هوشمند وقتی میتواند به مدرس کمک کند که به نسخهٔ معتبر محتوای دوره، اصطلاحات مدرس و محدودهٔ پاسخ مجاز تکیه کند. اگر سؤال «مثال من برای مخاطب تازهکار مناسب است؟» مطرح شود، پاسخ عمومی دربارهٔ تولید محتوا کافی نیست؛ باید ببیند مخاطب و معیار همان تمرین چه بوده است. دستیار میتواند منبع مرتبط را پیدا کند، پاسخ اولیه پیشنهاد دهد و سؤالهای پرتکرار را گروهبندی کند. استاد باید بتواند نمونههای پاسخ را ببیند و اصلاح کند؛ در سؤالهای مبهم یا خارج از منبع، ارجاع به مدرس بهتر از اطمینان ساختگی است.
برای آزمون این کار، پنج سؤال ساده، سه سؤال مرزی و دو سؤالِ خارج از محتوای دوره انتخاب کنید. پاسخ مرجع و قسمت منبع را کنار هرکدام بنویسید. سپس بررسی کنید آیا دستیار پاسخ را به همان منبع وصل میکند، محدودیت را آشکار میگوید و در حالت نامعلوم ادعا نمیسازد. اگر پاسخ او روان اما خلاف معیار مدرس است، تنها جمله را ویرایش نکنید؛ ببینید منبع دوره یا دستور پاسخگویی نیاز به اصلاح دارد. صفحهٔ مادر دستیار هوشمند استاد جایگاهِ دانش دوره و بازبینی مدرس را در این مسیر توضیح میدهد.
سؤالهای دانشجویان میتوانند به طراحی نسخهٔ بعدی دوره نیز کمک کنند. اگر چند نفر دقیقاً در گام انتخاب مثال متوقف میشوند، مدرس میتواند نمونهٔ مخالف، سؤالِ دروندرس یا تمرین کوتاه اضافه کند. تعداد سؤال بالا لزوماً نشاندهندهٔ شکست درس نیست؛ گاهی گفتوگوی فعال شکل گرفته است. نمونهٔ پاسخها و کار تحویلی را کنار هم بخوانید. هدف این است که استاد زمان تکرار پاسخهای ساده را به اصلاح آموزش و رسیدگی به دشواریهای واقعی منتقل کند. مقدار صرفهجویی یا اثر بر فروش را تنها پس از اندازهگیری همان دوره بیان کنید، نه بهعنوان نتیجهٔ تضمینیِ هر استفاده از هوش مصنوعی.
از درس آزمایشی تا صفحهٔ معرفی صادقانه
پیش از تولید همهٔ جلسات، یک قطعهٔ نماینده بسازید: یکی از هدفهای مهم، یک درس کوتاه، یک تمرین و نمونهٔ بازخورد. از چند نفر که به مخاطب واقعی نزدیکاند بخواهید بدون توضیح اضافی آن را طی کنند. فقط نپرسید «خوب بود؟»؛ ببینید میتوانند نتیجهٔ درس را با زبان خود بگویند، تمرین را انجام دهند، فایل را ارسال کنند و بازخورد را به اصلاح تبدیل کنند یا نه. محل توقف و سؤالهای تکراری را ثبت کنید. اگر همه در ورود به سامانه مشکل دارند، نباید آن را به ضعف سناریوی آموزشی نسبت دهید؛ اگر همه تمرین را یک جور اشتباه میفهمند، شاید صورت تمرین مبهم است.
پس از اصلاح نمونه، صفحهٔ معرفی دوره باید دقیقاً همان چیزی را وعده دهد که مسیر آموزشی فراهم میکند: مخاطب، پیشنیاز، نتیجه، شکل فعالیت، بازخورد واقعی، مدت تقریبی و محدودیتها. اگر نسخهٔ آزمایشی فقط سناریونویسی را پوشش میدهد، از آن برای ادعای تسلط بر تولید و فروش ویدئو استفاده نکنید. چکلیست صفحهٔ فروش دوره به هماهنگی این وعدهها کمک میکند و راهنمای مادر راهاندازی دوره مسیر تصمیم تا ثبتنام را نشان میدهد. اگر میخواهید ساختار دوره را در فاکسیمون امتحان کنید، حساب بسازید و ابتدا مسیر یک دانشجوی آزمایشی را خودتان طی کنید.
پس از نخستین اجرا، یک تغییر در هر نوبت انجام دهید و اثر آن را با شاهد آموزشی بررسی کنید: نرخ آغازِ افراد واجد شرایط، تحویل معتبر، کیفیت نمونهٔ کار و سؤالهای واقعی دانشجو. افزایش یک عدد بهتنهایی ثابت نمیکند دوره بهتر شده است. شاید تکلیف سادهتر شده، مخاطب گروه تغییر کرده یا داده ناقص است. راهنمای اندازهگیری مشارکت تعریف صورت و مخرج را روشن میکند. دورهٔ خوب یک نسخهٔ ثابتِ بینقص نیست؛ مجموعهای از وعدههای روشن، تمرین قابل اجرا و اصلاحهای مستند است که مدرس میتواند دربارهٔ آن پاسخگو باشد.
تصمیمهای طراحی را در یک نقشهٔ قابل بازبینی ثبت کنید
برای اینکه پس از چند ماه دلیل انتخاب سرفصلها فراموش نشود، یک جدول ساده نگه دارید. هر ردیف به یک نتیجهٔ یادگیری تعلق دارد و ستونهای آن مسئلهٔ مخاطب، پیشنیاز، شاهدِ یادگیری، تمرین، معیار، محتوای لازم، روش بازخورد و زمان تقریبی است. کنار هر ردیف بنویسید آخرین بار با چه شواهدی بازبینی شده است: گفتوگو با مخاطب، نمونهٔ تکلیف، پرسشهای پشتیبانی یا آزمون درس آزمایشی. اگر یک فصل طولانی به هیچ ردیفی وصل نمیشود، برای نگهداشتن آن دلیل آموزشی مشخص بیاورید یا آن را به منبع اختیاری منتقل کنید. اگر یک نتیجهٔ وعدهدادهشده تمرین و معیار ندارد، هنوز آمادهٔ عرضه نیست.
این نقشه برای همکاری با تدوینگر، مدرس دیگر یا پشتیبان نیز کاربرد دارد. تدوینگر میفهمد در فیلم کدام لحظه برای یادگیری لازم است و نباید زیر جلوههای بصری پنهان شود. پشتیبان میداند سؤال دربارهٔ پیشنیاز را به کدام بخش معتبر ارجاع دهد. مدرس تازهوارد میتواند ببیند چرا یک فعالیت پس از فعالیت دیگر آمده است. وقتی نسخهٔ دوره تغییر میکند، تاریخ و دلیل آن را ثبت کنید و صفحهٔ معرفی، پیام خوشامد و پاسخهای دستیار را با همان نسخه هماهنگ سازید. این کار زمان میبرد، اما از بازکاری و وعدههای متناقض در طول اجرای دوره جلوگیری میکند.
برگهٔ نهایی طراحی دوره
پیش از ضبط، این موارد باید در یک سند روشن باشند: مخاطب، پیشنیاز، نتیجهها، کاری که رسیدن به هر نتیجه را نشان میدهد، تمرین، محتوای لازم، معیار بازخورد، زمان تقریبی و راه دریافت کمک. برای هر وعده در صفحهٔ معرفی دوره باید بتوانید به یکی از این بخشها اشاره کنید.
برای اجرای جلسات همراه دوره، الگوی کلاس خصوصی و برای مشاهدهٔ روند انجام کار، راهنمای سنجش مشارکت را ببینید. منابع فاکسیمون نیز مسیرهای مکمل را در اختیار شما میگذارد. دورهٔ خوب از زیادبودن فصلها تعریف نمیشود؛ از ارتباط روشن میان وعده، تمرین و نشانههای یادگیری شکل میگیرد.